قهرمان ميرزا عين السلطنه

7283

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شد . افخم هم رفت زكام الملك « 1 » را ملاقات كرد تا چه شود . محال است الموت نظم بگيرد ، امروز هم كسى نيست بخرد . پنجشنبه ظهر افخم الدوله به من گفت به هزار زحمت هزار تومان حقوق تقاعدى محمد جعفر ميرزا را وصول كردم ، شما را مهمان شمران مىكند . بيرون رفتم تعهد كرد تا ده تومان خرج شمران ما را بدهد ( اين قانون استخدام نزديك است دولت را ورشكست كند . غالب مردم حقوق تقاعد و انتظار خدمت بردند . جز من بيچاره كه به هيچ وسيله ممكن نيست يك شاهى بگيرم ) . تلفن كرديم شعاع الدين ميرزا هم بيايد . ديدار قيم سپهسالار عصر احمد خان سرتيپ قيم سپهسالار به من وقت داده بود خانهء خودش رفته رقعهء مدير الملك را برسانم . آنجا رفتم ديدم درب خانهء او درشكه بدون اسب ، تويش يك صاحب منصب گنده از همان سيستم قزاقها نشسته . پسره‌اى نزديك درشكه بود گفت آقا جانم خواب است . آن صاحب منصب به من گفت شما هم بفرمائيد پيش من بنشينيد . اينجا از همه‌جا بهتر است و من دو ساعت است اينجا معطل هستم . من هم رفتم توى درشكه در رديف او واقع شدم . سيگار مىكشيد . گفت پريروز در اصطبل نقليه بودم يك مرتبه كريم آقا سرهنگ وارد شد . من سيگار را با چوب سيگار در جيب خودم نفهميده گذاشتم قدرى گذشت ديدم رانم آتش گرفت . دست به جيب بردم ديدم مشغول سوختن است . آب آوردند ريختند خاموش كردند . در اين بين احمد خان با عبا و لباس خواب دم درآمد هر دوى ما را احضار كرد . رفتيم توى اطاق . آن صاحب‌منصب حرفهاى خود را زد . معلوم شد از عمارات تيغستان براى كريم آقا مىخواهد . احمد خان هم يك دستگاه عمارت تقديم كرد او رفت . من كاغذ را دادم قرائت كرد . گفت از اركان حرب هم به من نوشته بودند . حضرت اشرف هم شفاها فرمود . سپهسالار مىگويد ساعد الدوله مال ندارد . بعد فصلى مذمت از سپهسالار كرد . من او را خيلى تطميع كردم ، تعهد كرد اقداماتى بكند . گردش تجريش از آنجا خانهء محمد جعفر ميرزا رفتم . شريكه نيامد . من و محمد جعفر ميرزا درشكه كرايه كرده سر پل تجريش پياده شديم . سالار اعتضاد آنجا ملاقات شد كه منتظر اتومبيل

--> ( 1 ) - اسمى است كه صدر السلطنه به ذكاء الملك داده بود .